![]() |
![]() |
|
| یاد من باشد تنها هستم تنهای تنها ماه بالای سر تنهاییست |
|
و همچنان صدايش در گوشم مي پيچد برو و باز نگرد ... آنشب دير آمده بود خسته و كوفته بود و اي كاش ، تمامش خواب بود با نگاهش ميگفت كه سخن ها دارد و در آن گوشه تنهايي پارك لحظه اي چند گذشت و اين بار بغضش تركيد برو و بازنگرد... از خودم مي پرسم كه چرا هيچ نگفت و چرا ساكت و آرام نشست و به من مي نگريست لرزشي در بدنم حس كردم دست و پايم لرزيد برو و باز نگرد... روزهاست از خودم مي پرسم كه چرا هيچ نگفت و منم بي هيچ سوالي رفتم مدتي است مي روم گوشه پارك گوشه خلوت و تنهاييمان و به جاي خاليش مي نگرم و همچنان آنشب را به خاطر دارم برو و باز نگرد...
"همیشه بهار" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 دی1384ساعت 0:27 توسط همیشه بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
حرفهایم با خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
پاییز ناز دختر بی تو هرگز نی نی نا ناز الهه صبحگاه زمزمه عشق ستاره غمگین از سر دلتنگی سرزمین برفی لحظه های ناب تازه های ادبی قلب پاییزی من قاب شیشه ای 2 زندگی بدون عشق |
|
RSS
|