![]() |
![]() |
|
| یاد من باشد تنها هستم تنهای تنها ماه بالای سر تنهاییست |
|
باز غمگين مي شوم از چهره ام معلوم است و چه زود چهره ام لو مي دهد دردم را و چه زود آغاز مي شود سوال هاي بي جواب كه چرا غمگيني؟؟!!! و چقدر خسته ام از تكرار جواب و سنگيني بار نگاه ... و چه اصراري دارم كه باور كنند حرفم را و نگويند دروغ چيز زشتي است و بفهمند دردم را و نگويند ، دردت از بي دردي است حواست جاي ديگريست و نخواهند كه اينجا باشم در ميان آنها و دلم دور از همه انسانها در گوشه زندان تنها و نخواهند بخندم با كوله باري از غم ها... و چرا تازگي ها زود دلم ميگيرد زود اشكم جاريست و چرا من هر وقت غمگين ميشوم شعري ميگويم و چقدر در شادي شعر گفتن سخت است شايد در نظرم شعر گفتن پايان یک درد است.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 23:57 توسط همیشه بهار |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 23:0 توسط همیشه بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
حرفهایم با خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
پاییز ناز دختر بی تو هرگز نی نی نا ناز الهه صبحگاه زمزمه عشق ستاره غمگین از سر دلتنگی سرزمین برفی لحظه های ناب تازه های ادبی قلب پاییزی من قاب شیشه ای 2 زندگی بدون عشق |
|
RSS
|