![]() |
![]() |
|
| یاد من باشد تنها هستم تنهای تنها ماه بالای سر تنهاییست |
|
آن شب که دلتنگ ماه جان سپردم!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 آذر1384ساعت 2:2 توسط همیشه بهار |
|
|
به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند سرود رفتن و رفتن و برنگشتنها.....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 آذر1384ساعت 1:58 توسط همیشه بهار |
|
|
تو رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
تو رفتی و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت تو رفتی و بعد از رفتنت حریم چشمهایم بروی جنسی از بلور باز شد.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 آذر1384ساعت 1:54 توسط همیشه بهار |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 3:1 توسط همیشه بهار |
|
|
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يكريز و پي در پي دم گرم خمودش در گلويم سخت بفشارد بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را .... "دکتر علی شریعتی" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 2:57 توسط همیشه بهار |
|
|
عجب صبري خدا دارد،اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول كه اول ظلم را مي ديدم ازخلوق بي وجدان جهان را با همه زيبايي و زشتي به روي يكديگر ويرانه ميكردم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 2:52 توسط همیشه بهار |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 2:40 توسط همیشه بهار |
|
|
خداوندا اگر روزي تو از عرشت به زير آيي "......" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 2:22 توسط همیشه بهار |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 آذر1384ساعت 17:15 توسط همیشه بهار |
|
|
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به تو خنديدم من به تو خنديدم دل من گفت: برو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 آذر1384ساعت 1:26 توسط همیشه بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
حرفهایم با خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
پاییز ناز دختر بی تو هرگز نی نی نا ناز الهه صبحگاه زمزمه عشق ستاره غمگین از سر دلتنگی سرزمین برفی لحظه های ناب تازه های ادبی قلب پاییزی من قاب شیشه ای 2 زندگی بدون عشق |
|
RSS
|